علي محمد ميرجليلى
282
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
ائمه عليهم السلام در نماز جمعه شركت نمىكردند ، معلوم مىشود آنها نماز جمعه را واجب نمىدانستند . مرحوم فيض جواب مىدهد كه سرّ عدم شركت آنها اين بوده است كه در زمان ائمه عليهم السلام امامان جمعه از طرف حكّام و سلاطين جور ( بنى اميّه و بنى العباس ) منصوب مىشدند ، لذا شيعيان به آنها در نماز اقتدا نمىكردند . به ويژه شهرى كه زراره و عبدالملك - راويان آن دو حديث - در آن ساكن بودند ، يعنى كوفه از شهرهاى مهمّ در آن عصر محسوب و امام جمعه آن از طرف خليفهء اموى يا عباسى منصوب مىشد ، لكن ائمه عليهم السلام اصحاب را به اقامهء جمعه به طور سرّى و در منازل شيعيان به طور مخفيانه تشويق مىكردند . امّا در مناطقى كه بيشتر اهالى آنها شيعه بوده و از امنيّت برخوردارند ، عذرى در ترك نماز جمعه براى آنها باقى نمىماند ؛ زيرا دستورهاى شرع همهء زمانها و اشخاص را شامل مىشود ، مگر آنكه دليلى خاصّ آن را تخصيص زند . « 1 » ج - مشهور فقها قائل به سرايت نجاست از شىء متنجّس به شىء پاك مىباشند ، لكن فيض معتقد است كه متنجِّس نمىتواند مايهء نجاست چيز پاك گردد ، تنها عين نجاست مُنَجِّس است . « 2 » به نظر وى يكى از رحمتها و الطاف خداوند بر بندگان خود همين امر است . فيض از فقهايى كه متنجّس را منجِّس مىدانند گله مىكند و مىگويد : لكِنَّ اكثرَهُمْ لايَشْكُرُونَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُمْ بِابْتِلاءِهِمْ بِالْوَسْواسِ وَ اتِّباعِهِمْ لِلْخَنَّاسِ يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الجِنَّةِ وَ النَّاسِ . قالَ ابُوجَعْفَرِ
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 1127 و 1128 ؛ مفاتيح الشرائع ، ج 1 ، ص 75 . ( 2 ) . الوافى ، ج 6 ، ص 145 و 150 .